Wednesday, November 17, 2010

ای یار من ایران من


ای یار من ای یار من ای یار بی‌زنهار من / ای دلبر و دلدار من ای محرم و غمخوار من
ای در زمین ما را قمر ای نیم شب ما را سحر / ای در خطر ما را سپر ای ابر شکربار من
خوش می‌روی در جان من خوش می‌کنی درمان من / ای دین و ای ایمان من ای بحر گوهردار من
ای شب‌روان را مشعله ای بی‌دلان را سلسله / ای قبلۀ هر قافله ای قافله‌سالار من
هم رهزنی هم ره‌بری هم ماهی و هم مشتری / هم این سری هم آن سری هم گنج و استظهار من
چون یوسف پیغامبری آیی که خواهم مشتری / تا آتشی اندرزنی در مصر و در بازار من
هم موسیی بر طور من عیسی هر رنجور من / هم نور نور نور من هم احمد مختار من
هم مونس زندان من هم دولت خندان من / والله که صد چندان من بگذشته از بسیار من
گویی مرا برجه بگو گویم چه گویم پیش تو / گویی بیا حجت مجو ای بنده طرار من
گویم که گنجی شایگان گوید بلی نی رایگان / جان خواهم وانگه چه جان گویم سبک کن بار من
گر گنج خواهی سر بنه ور عشق خواهی جان بده / در صف درآ واپس مجه ای حیدر کرار من

ــ مولانا

No comments:

Post a Comment