شهنشاه دانندگان را بخواند / سخنهای گیتی سراسر براند
جهان را ببخشید بر چار بهر / وزو نامزد کرد آبادشهر
نخستین خراسان ازو یاد کرد / دل نامداران بدو شاد کرد
دگر بهره زان بد قم و اصفهان / نهاد بزرگان و جای مهان
وزین بهره بود آذرابادگان / که بخشش نهادند آزادگان
وز ارمینیه تا در اردبیل / بپیمود بینادل و بوم گیل
سیوم پارس و اهواز و مرز خزر / ز خاور ورا بود تا باختر
چهارم عراق آمد و بوم روم / چنین پادشاهی و آباد بوم
وزین مرزها هرک درویش بود / نیازش به رنج تن خویش بود
ببخشید آگنده گنجی برین / جهانی برو خواندند آفرین
ــ فردوسی (شاهنامه، پادشاهی کسری نوشینروان)