Showing posts with label شیخ بهایی. Show all posts
Showing posts with label شیخ بهایی. Show all posts

Friday, November 5, 2010

خانۀ دل ما را از کرم عمارت کن


ساقیا بده جامی، زان شراب روحانی / تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی
بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را / آنچنان برافشانم، کز طلب خجل مانی
بی‌وفا نگار من، می‌کند به کار من / خنده‌های زیر لب، عشوه‌های پنهانی
دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم / در قمار عشق ای دل، کی بود پشیمانی؟
ما ز دوست غیر از دوست، مقصدی نمی‌خواهیم / حور و جنت ای زاهد! بر تو باد ارزانی
رسم و عادت رندیست، از رسوم بگذشتن / آستین این ژنده، می‌کند گریبانی
زاهدی به میخانه، سرخ روز می‌دیدم / گفتمش: مبارک باد بر تو این مسلمانی
زلف و کاکل او را چون به یاد می‌آرم / می‌نهم پریشانی بر سر پریشانی
خانۀ دل ما را از کرم عمارت کن / پیش از آنکه این خانه رو نهد به ویرانی
ما سیه گلیمان را جز بلا نمی‌شاید / بر دل بهائی نه هر بلا که بتوانی

ــ شیخ بهایی