Showing posts with label محمد شمس لنگرودی. Show all posts
Showing posts with label محمد شمس لنگرودی. Show all posts

Sunday, June 29, 2014

تو

الفبا برای سخن گفتن نیست
برای نوشتن نام توست
اعداد
پیش از تولد تو به صف ایستادند
تا راز زاد روز تو را بدانند
دستهای من
برای جست و جوی تو پیدا شدند
دهانم
کشف دهان توست
ای کاشف آتش
در آسمان دلم توده برفی است
که به خنده های تو دل بسته است

ــ محمد شمس لنگرودی

Sunday, June 16, 2013

جرقه و خاکستر


من که مثل جرقه
از آتش گریخته بودم
در هوای آزاد
خاکستر می‌شوم.

ــ محمد شمس لنگرودی

Sunday, February 17, 2013

باز گشته‌ام از سفر

باز گشته‌ام از سفر
سفر از من
باز نمی‌گردد.

ــ محمد شمس لنگرودی

Tuesday, December 28, 2010

سخت است آدم برفی


سخت است آدم برفی
سخت است
روشنایی روز را دوست داری
دل‌دل می‌کنی نکند بیاید.

ــ محمد شمس لنگرودی، می‌میرم، به جرم آنکه هنوز زنده بودم

Sunday, December 26, 2010

زیر سایۀ پرسش‌ها


زیر سایۀ پرسش‌ها خانه دارم
و زمانی که باد می‌وزد
مرا می‌سوزاند
چیزی که پشت درخت‌ها پنهان است
و به پرسش من روشنایی می‌بخشد.

ــ محمد شمس لنگرودی، می‌میرم، به جرم آنکه هنوز زنده بودم