ای یار ناسامان من از من چرا رنجیدهای / وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیدهای
ای سرو خوشبالای من ای دلبر رعنای من / لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیدهای
بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم / وز ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیدهای
گر من بمیرم در غمت خونم بتا در گردنت / فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیدهای
من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو / هستیم نیکوخواه تو از من چرا رنجیدهای
ــ شیخ اجل سعدی (مفردات و ملحقات)
غزلی شبیه به این را خلیفه میرزا آغهغوثی اجرا کرده است که آن را موسسۀ فرهنگی ـ هنری ماهور در مجموعۀ «موسیقی نواحی ایران» با نام ذکر یا رحمن منتشر کرده است. من این غزل را در دیوانهای چاپشده و اینترنتی سعدی نیافتم. خلیفه غزل را چنین اجرا کرده است (تکرارها و اضافات را با رنگ مشخص کردهام):
ای ماه عالمسوز من
ای ماه عالمسوز من از من چرا رنجیدهای / ای شمع شبافروز من از من چرا رنجیدهای
از من چرا رنجیدهای
ای ماه عالمسوز من از من چرا رنجیدهای
ای شمع شبافروز من از من چرا رنجیدهای
یک شب تو را مهمان کنم
یک شب تو را مهمان کنم تا جان و دل قربان کنم / جای تو در چشمان کنم از من چرا رنجیدهای
جای تو در چشمان کنم از من چرا رنجیدهای
ای ماه عالمسوز من از من چرا رنجیدهای
ای شمع شبافروز من از من چرا رنجیدهای
رنجیدهای رنجیدهای
رنجیدهای رنجیدهای از من گناه چه دیدهای / دایم گناه بخشیدهای (یا الله) از من چرا رنجیدهای
دایم گناه بخشیدهای از من چرا رنجیدهای
ای ماه عالمسوز من از من چرا رنجیدهای
ای شمع شبافروز من از من چرا رنجیدهای
من عاشق و دیوانهام
من عاشق و دیوانهام اندر جهان افسانهام / تو شمع و من پروانهام (یا محمد) از من چرا رنجیدهای
تو شمع و من پروانهام از من چرا رنجیدهای
ای ماه عالمسوز من از من چرا رنجیدهای
ای شمع شبافروز من از من چرا رنجیدهای
من عاشق زار توام
من عاشق زار توام از جان وفادار توام / تا زندهام یاد توام (یا محمد) از من چرا رنجیدهای
تا زندهام یاد توام از من چرا رنجیدهای
ای ماه عالمسوز من از من چرا رنجیدهای
ای شمع شبافروز من از من چرا رنجیدهای
ای جان من جانان من
ای جان من جانان من بر من نگر استاد من / یک شب بیا مهمان من از من چرا رنجیدهای
امشب بیا مهمان من از من چرا رنجیدهای
ای ماه عالمسوز من از من چرا رنجیدهای
ای شمع شبافروز من از من چرا رنجیدهای
بنگر ز عشقت چون شدم
بنگر ز عشقت چون شدم سرگشته و مجنون شدم / چون لاله دل پرخون شدم از من چرا رنجیدهای
چون لاله دل پرخون شدم از من چرا رنجیدهای
ای ماه عالمسوز من از من چرا رنجیدهای
ای شمع شبافروز من از من چرا رنجیدهای
ترسم بمیرم از غمت
ترسم بمیرم از غمت خونم افتد بر گردنت / فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیدهای
فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیدهای
ای ماه عالمسوز من از من چرا رنجیدهای
ای شمع شبافروز من از من چرا رنجیدهای
من سعدی دلخواه تو
من سعدی دلخواه تو ابروی تو چون ماه نو/ من یار نیکوخواه تو (یا محمد) از من چرا رنجیدهای من یار نیکوخواه تو از من چرا رنجیدهای
ای ماه عالمسوز من از من چرا رنجیدهای
ای شمع شبافروز من از من چرا رنجیدهای