Friday, February 11, 2011

قصۀ عجب


بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی / می‌خواند دوش درس مقامات معنوی
یعنی بیا که آتش موسی نمود گل / تا از درخت نکتۀ توحید بشنوی
مرغان باغ قافیه سنجند و بذله‌گوی / تا خواجه می خورد به غزل‌های پهلوی
جمشید جز حکایت جام از جهان نبرد / زنهار دل مبند بر اسباب دنیوی
این قصۀ عجب شنو از بخت واژگون / ما را بکشت یار به انفاس عیسوی
خوش وقت بوریا و گدایی و خواب امن / کاین عیش نیست درخور اورنگ خسروی
چشمت به غمزه خانۀ مردم خراب کرد / مخموریت مباد که خوش مست می‌روی
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر / کای نور چشم من بجز از کشته ندروی
ساقی مگر وظیفۀ حافظ زیاده داد / کاشفته گشت طرۀ دستار مولوی

ــ لسان‌الغیب حافظ

No comments:

Post a Comment