Monday, June 24, 2013

که سکوت شد جوابم






تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم / صنما چه می‌شتابی که بکشتی از شتابم
تو رئیسی و امیری دم و پند کس نگیری / صنما چه زودسیری که ز سیریت خرابم
عجب آسمان چه بارد که زمین مطیع نبود / تو هر آنچ پیشم آری چه کنم که برنتابم
تو چو من اگر بجویی به شمار خاک یابی / چو تویی اگر بجویم به چراغ‌ها نیابم
نفسی وجود دارم که تو را سجود آرم / که سجود توست جانا دعوات مستجابم
تو بگفتیم که دل را ز جهانیان فروشو / دل خود چگونه شویم چو ببرد هجرت آبم
به سحر تویی صبوحم به سفر تویی فتوحم / به بدل تویی بهشتم به عمل تویی ثوابم
تو چو بوبک ربابی به ستیزه تن زدستی / من خسته از ستیزت به نفیر چون ربابم
تو نه آن شکرجوابی که جواب من نیایی / مگر احمقم گرفتی که سکوت شد جوابم

ــ مولانا

Sunday, June 16, 2013

جرقه و خاکستر


من که مثل جرقه
از آتش گریخته بودم
در هوای آزاد
خاکستر می‌شوم.

ــ محمد شمس لنگرودی