Sunday, November 7, 2010

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید


با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی / تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید / ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم / با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی
سلطان من خدا را زلفت شکست ما را / تا کی کند سیاهی چندین درازدستی
در گوشۀ سلامت مستور چون توان بود / تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی
آن روز دیده بودم این فتنه‌ها که برخاست / کز سرکشی زمانی با ما نمی‌نشستی
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ / چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی

ــ لسان‌الغیب حافظ

No comments:

Post a Comment