Friday, October 22, 2010

مایۀ خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم / و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی / کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
مایۀ خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست / می‌کنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم
بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه / تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم
خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست / عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم
جرعه جام بر این تخت روان افشانم / غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا / من چرا عشرت امروز به فردا فکنم

ــ لسان‌الغیب حافظ

No comments:

Post a Comment