راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست / آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود / در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار / کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که میکشد / جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست
او را به چشم پاک توان دید چون هلال / هر دیده جای جلوۀ آن ماهپاره نیست
فرصت شمر طریقۀ رندی که این نشان / چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو / حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
ــ لسانالغیب حافظ
No comments:
Post a Comment