Friday, January 21, 2011

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز / چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی / که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل / که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق / به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر / در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی / که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
فکند زمزمۀ عشق در حجاز و عراق / نوای بانگ غزل‌های حافظ از شیراز

ــ لسان‌الغیب حافظ

No comments:

Post a Comment