«در این رساله بیشتر سخن از فارسی و فکلیست چراکه فارسی یگانه وسیلۀ تسخیر تمدن فرهنگی و فکلی بزرگترین دشمن فارسی یعنی مانع راه پیشرفت حقیقیست. وی هرگز ما را به تمدن فرنگی رهبری نخواهد کرد زیرا که بیچاره خود در وادی حیرت و ضلالت گم شده و در عالم ظواهر سرگردانست. از فرنگی نیز راهنمائی صادقانه توقع داشتن از ابلهی و خامی و دلیل فرنگی نشناختنست. پس باید خود، بیواسطۀ این دو، یکی بدکاری نادان و دیگری دانائی بدخواه، به تسخیر تمدن فرنگی بپردازیم. و از راه زبان فارسی به این دستگاه عظیم که خلاصه و ثمرۀ چندین هزار سال فکر و کار بشرست به دلالت عقل پی ببریم. [...] مخالفت ما شاگردان فارسیخوان با فضولی و گستاخی و سیاهکاری فکلیست نه با جهل او. نادان پندپذیر که از جهل خود شرمنده و در پی تحصیل معرفت باشد فکلی نیست. هوشنگ هناوید را دشمن خواندهایم چراکه نادانست و ایرانناشناس و با همه بیدانشی مدعی اصلاحکردن ایران و زبان ایران و ترویج تمدن فرنگی سخن ما آنست که این جاهل غافل را به فارسی و دقائق امور مهد زبان فارسی و تمدن عالی فرنگی چکار. اگر فکلی هم مثل سایر عوامالناس ایرانی نانی بخورد و عمری بگذراند کسی با او نزاعی نخواهد کرد و اگر این مطلب سست و عقیده نادرستش را به هر زبانی و به هر خطی که بپسندد بنویسد و چاپ کند کسی را با او کاری نیست چراکه سفیه در همه جا هست، منتهی در مملکت منظم منزل مخصوص و پرستار دارد و در کشور نامنظم آزادست و بیپرستار. نزاع بر سر زورگوئی فکلیست که میخواهد خود را به این و آن ببندد و به هر راهی که ممکن باشد اوضاعی پیش آورد که ایرانی هیچ یک از کتب فارسی را نفهمد و محروم از حقایق تمدن فرنگی و بینصیب از گنج پر از گوهر فارسی حیران و سرگردان بماند.»
سیدفخرالدین شادمان. تسخیر تمدن فرنگی، تهران: گام نو، ۱۳۸۲، ص ۷۲ـ۷۳.
No comments:
Post a Comment