Monday, October 31, 2011

به نیم‌شب آفتاب می‌باید

بیا و کشتی ما در شط شراب انداز / خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی/ که گفته‌اند نکویی کن و در آب انداز
ز کوی میکده برگشته‌ام ز راه خطا / مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز
بیار زان می گلرنگ مشک بو جامی / شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز
اگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کن / نظر بر این دل سرگشته خراب انداز
به نیم‌شب اگرت آفتاب می‌باید / ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
مهل که روز وفاتم به خاک بسپارند / مرا به میکده بر در خم شراب انداز
ز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت / به سوی دیو محن ناوک شهاب انداز

ــ لسان‌الغیب حافظ

No comments:

Post a Comment