Friday, March 11, 2011

چرخ تو را بنده باد از چه رمیدی بگو


مطرب مهتاب‌رو آنچ شنیدی بگو / ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگو
ای شه و سلطان ما ای طربستان ما / در حرم جان ما بر چه رسیدی بگو
نرگس خمار او ای که خدا یار او / دوش ز گلزار او هر چه بچیدی بگو
ای شده از دست من چون دل سرمست من / ای همه را دیده تو آنچ گزیدی بگو
عید بیاید رود عید تو ماند ابد / کز فلک بی‌مدد چون برهیدی بگو
در شکرستان جان غرقه شدم ای شکر / زین شکرستان اگر هیچ چشیدی بگو
می‌کشدم می به چپ می‌کشدم دل به راست / رو که کشاکش خوش است تو چه کشیدی بگو
می به قدح ریختی فتنه برانگیختی / کوی خرابات را تو چه کلیدی بگو
شور خرابات ما نور مناجات ما / پردۀ حاجات ما هم تو دریدی بگو
ماه به ابر اندرون تیره شده‌ست و زبون / ای مه کز ابرها پاک و بعیدی بگو
ظل تو پاینده باد ماه تو تابنده باد / چرخ تو را بنده باد از چه رمیدی بگو
عشق مرا گفت دی عاشق من چون شدی / گفتم بر چون متن ز آنچ تنیدی بگو
مرد مجاهد بدم عاقل و زاهد بدم / عافیتا همچو مرغ از چه پریدی بگو

ــ مولانا

No comments:

Post a Comment