ای خاک تو تاج سربلندان / مجنون تو عقل هوشمندان
خورشید ز توست روشنیگیر / بی روشنی تو چشمۀ قیر
در راه تو عقل فکرتاندیش / صد سال اگر قدم نهد پیش
ناآمده از تو رهنمایی / دورست که ره برد به جایی
جز تو همه سرفکندۀ تو / هر نیست چو هست بندۀ تو
تسکینده درد بیقراران / مرهمنه داغ دلفگاران
بر سستی پیریام ببخشای / بر عجز فقیریام ببخشای
زین برف که بر گلم نشستهست / بس خار که در دلم شکستهست
خواهم که کند به سویت آهنگ / در دامن رحمتت زند چنگ
باشد به چو من شکستهرایی / زین چنگ زدن رسد نوایی
ــ جامی (هفت اورنگ، لیلی و مجنون، سرآغاز)
No comments:
Post a Comment