منم که گوشۀ میخانه خانقاه من است / دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک / نوای من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله / گدای خاک در دوست پادشاه من است
غرض ز مسجد و میخانهام وصال شماست / جز این خیال ندارم خدا گواه من است
مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی / رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است
از آن زمان که بر این آستان نهادم روی / فراز مسند خورشید تکیه گاه من است
گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ / تو در طریق ادب باش و گو گناه من است
ــ لسانالغیب حافظ
No comments:
Post a Comment